پرش از مانع بلند با گام های کوتاه

پرش از مانع بلند با گام های کوتاه
پرش از مانع بلند با گام های کوتاه
23 بهمن 1404

روایت واقعی رهایی از بیماری اعتیاد در زندان؛ تجربه‌ی آشنایی با انجمن معتادان گمنام (NA)، توکل به خدا و شروع زندگی تازه با گام‌های کوتاه اما استوار.


پرش از مانع بلند با گام های کوتاه

سلام و خسته نباشید خدمت یکایک خدمت‌گزاران انجمن معتادان گمنام NA. مدت ۲۰ سال از زندگی‌ام در چنگال بیماری اعتیاد بوده و مدت ۱۲ سال از عمرم را به خاطر مصرف مواد مخدر و مسایل جانبی آن در زندان‌ها به سر برده‌ام و همچنان در زندان به دنبال نشئگی بودم و کله خراب من برایم این‌گونه استدلال کرده بود که این یک مسکن است و بدون آن نمی‌توان حبس کشید. با این افکار معتادگونه به آخر خط رسیدم.

بارها و بارها با راه‌ها و اطلاعات گوناگون و روش‌های مختلف اقدام به ترک نمودم و حداکثر مدتی که می‌توانستم پاک بمانم ۲ ماه بود. پیش خود فکر می‌کردم که دیگر مشکلات حل شده و حالم کاملاً خوب شده است و حالا دیگر می‌توانم به صورت کنترل‌شده به مصرف خود ادامه دهم، ولی با اولین بار مصرف، حال و روزم خراب و باز هم همان آش و همان کاسه می‌شد و هر بار توانایی کنترل و قطع مصرف را بیش از پیش از دست می‌دادم.

سرانجام آن آزادی و رهایی را که در بیرون به دنبال آن می‌گشتم در زندان یافتم. چیزی به نام انجمن معتادان گمنام در زندان با NA آشنا شدم و پی بردم که من بیمارم و این بیماری مزمن، پیش‌رونده، کشنده و یک خودکشی تدریجی است. من با لطف خداوند مهربان توانستم با کمک اصول روحانی صداقت، روشن‌بینی و تمایل مدت ۷ ماه پاک بمانم تا این‌که به دلایلی جلسات NA در زندان تعطیل شد.

دور باطل تباهی

مثل این که هیولای درون من منتظر چنین فرصتی بود تا دوباره فعال شود. با تعطیل شدن جلسات دوباره تنها شدم و در تنهایی نتوانستم با این هیولای درون مبارزه کنم و متأسفانه باز هم او بود که پیروز شد و این دور باطل باز هم تکرار شد.

بعد از ۴ ماه خداوند بار دیگر لطف و مرحمتش را شامل حال ما کرد و دوباره انجمن NA در زندان فعال شد و ما همه یک‌صدا فریاد زدیم که ما می‌توانیم به زندگی برگردیم و به خود، خانواده و اجتماع خدمت کنیم و من دوباره پاک شدم. آری چه زیباست کمک کردن یک معتاد در حال بهبودی به یک معتاد در حال عذاب. دوستان هم‌درد عشق بلاعوض را به ما هدیه کردند و من هم بدون هیچ‌گونه چشم‌داشت و توقع آن را به دیگران اهدا می‌کنم؛ چون کمک کردن به ما، کمک می‌کند تا در بهبودی خود زندگی کنیم.

دیگر هیچ معتادی مجبور نیست که از درد اعتیاد بمیرد. می‌توان با توکل به خدا و کمک نیروی برتر و کارکرد ۱۲ قدم، گام در راهی جدید نهاد. راهی که در آن از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت و گذشته خود را جبران کنم و ببخشم و در زمان حال با او بسازم و از آینده نیز ترسی ندارم چون با خدا هر غیرممکن، ممکن می‌شود.

دعوت به عشق و خدمت

از شما خدمت‌گزاران انجمن خواهشمندیم که بیش‌تر به کمک ما بشتابید و حالا که آزادید، عشق خود را بین ما که در بندیم تقسیم کنید. به شما احتیاج داریم؛ همان‌طوری که شما زمانی به کمک نیاز داشتید و دیگران به شما کمک کردند، تو به من کمک کن تا من هم به دیگران کمک کنم.

حبس سخت است، دقایق به کندی پیش می‌روند، راه طولانی است. پاک ماندن در حبس تلاشی مضاعف را می‌طلبد، ولی من حرف «م» را از کلمه مشکلات برداشته‌ام و آن‌چه برای من باقی مانده، کلمه «شکلات» است! امیدوارم همیشه کام شما هم شیرین باشد، و مگر می‌شود که پاک باشی و شیرین‌کام نباشی؟ در حبس با گام‌های کوتاه ولی محکم خود از مانعی بلند پریده‌ام و در این پرش لطف خداوند و نقش انجمن معتادان گمنام غیرقابل‌انکار است و بقیه کار به عهده خودم است.

برگرفته از نشریه پیام بهبودی/ سال دوم/ شماره پنجم/ زمستان1384


لینک کوتاه: https://www.nairan.org/fa/b/382625
معجزه زندگی در قدم دوم

معجزه زندگی در قدم دوم

قبلی