معجزه زندگی در قدم دوم
این متن روایت شخصی یک بهبودیافته از اعتیاد است که با پذیرش قدم دوم NA، از دیوانگی مصرف و خودمحوری رها میشود. نویسنده با بازشناسی خلأ معنوی، تسلیم در برابر نیروی برتر و عمل به اصول روحانی، به بازگشت تدریجی سلامت عقل و تجربه آرامش در زندگی بدون مواد میرسد.
بنام آفریدگار خلقت
ما به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر میتواند سلامت عقل را به ما بازگرداند. این جمله، جوهره قدم دوم در برنامه معتادان گمنام (NA) است؛ قدمی که برای من نقطه عطفی میان دیوانگی مصرف و آغاز زندگی سالم بود.
در دوران مصرف، هر چیزی بودم جز فردی عاقل. برداشتهای بیمارگونهام هیچ ارتباطی با واقعیت زندگی نداشت. با وجود شواهد روشن از شکست، همچنان خودم را اسطورهای میدانستم که کنترل زندگیاش را در دست دارد. اشتباهاتم را بارها و بارها تکرار میکردم و در عین حال انتظار نتیجهای متفاوت داشتم؛ تعریفی روشن از دیوانگی.
من در دو توهم زندگی میکردم:
اول، این باور که از دیگران متفاوت و برترم.
دوم، ایمان کور به اراده شخصیام برای نجات خودم.
این توهمها، در حالی که زندگی از کنترل من خارج شده بود، مرا به توجیه مداوم رفتارهایم وادار میکرد.
آشنایی با قدم دوم و رهایی از خودمحوری
همهچیز زمانی تغییر کرد که انجمن NA را یافتم و با قدم دوم آشنا شدم. این قدم نمیگوید که «به مرور به نیروی برتر ایمان آوردیم»، بلکه میگوید:
«به مرور ایمان آوردیم که یک نیروی برتر از خودمان میتواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.»
در این قدم، تمرکز من بر کاری است که این نیرو میتواند برایم انجام دهد، نه تعریف فلسفی یا مذهبی آن. اکنون زمان بررسی دیوانگی و نداشتن سلامت عقل است، نه فلسفهبافی.
خلأ معنوی و ریشههای اعتیاد
در نوجوانی و جوانی، از ترسهایم گریختم و خدایی را شناختم که منتظر خطای من برای تنبیه بود. نتیجه این تصویر، شکلگیری یک خلأ عمیق معنوی در من بود. بعدها فهمیدم که برای نابودی تدریجی خود، هزینه میکردم و هر جایگزینی برای مواد، دردناک و ناکافی بود.
پذیرش اینکه میتوانم به جای مواد به خدا پناه ببرم، فراتر از ظرفیت فکری آن روزهای من بود. بیتفاوتی نسبت به اصول روحانی، بارها مرا در مسیر بهبودی به شکست کشاند.
افکار بیمارگونه و رهایی از «دیکتاتور درون»
یکی از میدانهای اصلی لغزش من، افکارم بود؛ افکاری که مدام موسیقی منفی و مخالف مینواختند. باور به قدم دوم، این صدا را متوقف کرد. دیگر تکنوازی نمیکردم؛ خودم را با ارکستر بهبودی هماهنگ ساختم.
با اقرار به زبونیام، دریچه ذهنم به افکاری نو باز شد. تجربه گروهی به من آموخت که شکرگزاری، صداقت و فروتنی، ابزارهای اصلی بازگشت سلامت عقلاند. دست کشیدن از طلبکاری و حقبهجانب بودن، وابستگی مرا به مواد کمتر کرد.
سلامت عقل؛ راهی برای زندگی بدون مواد
تجربه بهبودی نشان داد که سلامت عقل یعنی یافتن راهی مناسب برای زندگی؛ زندگیای همراه با آرامش و بدون دغدغه مصرف. برای این مسیر، نیاز به رابطهای قوی با نیروی برتر داشتم؛ تصویری ذهنی که میان من و وسوسههایم حائل شود.
هرچه این ارتباط قویتر شد، اعتمادبهنفس و عزتنفس من نیز افزایش یافت و تسلیم، جایگزین کنترلگری شد.
زندگی جدید در سایه اصول NA
اعتیاد مرا به زندگی با یک شخصیت کاذب عادت داده بود. ماسکی که سالها بر چهره داشتم، نتیجه ترسها و غرورم بود. جدا شدن از آن چهره دردناک، اما رهاییبخش بود.
زندگی به روش NA باورهای تازهای در من ایجاد کرد. این باورها، ذهنیاتم را به عمل نزدیک کرد و مرا به معجزهای آرام اما مداوم رساند: بازگشت تدریجی سلامت عقل.
قدم دوم به من آموخت که روشنبینی، ایمان، تمایل، اعتماد و فروتنی، چراغهایی هستند که این راه پرپیچوخم را روشن میکنند؛ و عمل به این اصول، سلامت عقل را به زندگیام بازمیگرداند.
بر گرفته از نشریه مجله پیام بهبودی/سال دوم/شماره پنجم/زمستان 1384
لینک کوتاه: https://www.nairan.org/fa/b/382624
این خبر را به اشتراک بگذارید:
مطالب مشابه
بولتن ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
کتاب ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
مجلات راه NA
نشريات، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد
نرم افزار موبایل
لطفا براي ايجاد امکان سرويس دهي بهتر از انتشار مستقيم نرم فزار هاي اين صفحه خودداري نموده

