چرا درک و اجرای سنت ها؟

چرا درک و اجرای سنت ها؟
چرا درک و اجرای سنت ها؟
10 مرداد 1405

این نوشته تجربه‌ای از مسیر بهبودی در انجمن معتادان گمنام است؛ مسیری که در آن، فهم سنت‌ها به‌ویژه سنت دوم، به فرد کمک می‌کند از خودمحوری فاصله بگیرد، به وجدان گروهی اعتماد کند و برای رهایی از اعتیاد، زندگی سالم‌تری در جمع و جامعه بسازد.


چرا درک و اجرای سنت ها؟

سنت‌ها در انجمن معتادان گمنام، فقط چند اصل برای اداره گروه نیستند؛ آن‌ها منبعی زنده برای رشد فردی، آرامش جمعی و حفظ مسیر بهبودی از اعتیاد هستند. هرچه درک ما از این اصول عمیق‌تر شود، رابطه ما با خودمان، با دیگران و با مسیر رهایی از اعتیاد روشن‌تر و سالم‌تر می‌شود.

من از خداوند مهربان سپاسگزارم که فرصتی دوباره برای زندگی به من بخشید و از برنامه انجمن معتادان گمنام تشکر می‌کنم که به لطف اصولش، به‌جای درد و رنج بیماری اعتیاد، آرامشی نسبی وارد زندگی و افکارم شد. همچنین از خدمتگزارانی قدردانی می‌کنم که امکان انتقال تجربه را فراهم کردند تا بتوانم برداشت خود را از سنت دوم با دیگر همدردان در میان بگذارم. آنچه می‌خوانید، نتیجه تجربه، یادگیری و تلاشی صادقانه برای انتقال مفاهیمی است که در مسیر بهبودی در NA برای من معنا پیدا کرده‌اند.

از انزوا تا آشنایی با پیام بهبودی

سال‌های طولانی مصرف مواد، مرا از زندگی اجتماعی و انسانی دور کرده بود. در تاریکی انزوا و آشفتگی، نه درک درستی از زندگی سالم داشتم و نه توان حضور در یک جمع را. معیارهای زندگی من بر پایه اراده شخصی، خودمحوری و واکنش‌های ناشی از بیماری اعتیاد شکل گرفته بود؛ مسیری که نتیجه‌اش فقط خستگی، ترس، بی‌قراری و فرسودگی روحی بود.

اما روزی از زبان یکی از اعضای معتادان گمنام NA پیامی ساده و روشن شنیدم: لازم نیست از بیماری اعتیاد بمیرم، و راهی برای پاک زندگی کردن وجود دارد. با ناباوری به جلسات معتادان گمنام رفتم. روزهای اول ورودم پر از شک و تردید بود. هنوز تصور می‌کردم اعتیاد فقط با مصرف شروع می‌شود و با قطع مصرف پایان می‌یابد. نمی‌دانستم که بهبودی از اعتیاد چیزی بسیار عمیق‌تر از کنار گذاشتن مواد است.

به‌مرور، از طریق قدم‌ها، سنت‌ها، کتاب‌ها و فضای جلسات، شناخت تازه‌ای از بیماری‌ام پیدا کردم. در همان روزهای ابتدایی، مشارکت‌های اعضا برایم پر از امید، روشنی و آرامش بود. از عشق، خدمت، دوستی پایدار و اتکا به نیروی برتر می‌شنیدم. همین فضا باعث شد جرقه یک زندگی تازه در من روشن شود. امروز باور دارم که عشق و تجربه اعضای انجمن معتادان گمنام یکی از مهم‌ترین دلایلی است که باعث شد پاک بمانم و مسیر رهایی از اعتیاد را ادامه دهم.

سنت ها؛ پلی از خودمحوری به وجدان گروهی

یکی از مهم‌ترین تغییرات من، زمانی آغاز شد که کم‌کم یاد گرفتم به افکار و نظرهای دیگران گوش بدهم. پیش از آن، همیشه می‌خواستم حرف خودم را به کرسی بنشانم. پذیرش دیدگاه متفاوت برایم سخت بود و در بحث‌ها اغلب با لجاجت، عصبانیت و پیش‌داوری واکنش نشان می‌دادم. اما حضور در جلسات اداری و آشنایی با سنت‌ها، به‌ویژه سنت دوم در NA، نگاه مرا تغییر داد.

در ابتدا سنت‌ها را صرفاً مجموعه‌ای از قوانین لازم‌الاجرا می‌دیدم؛ اما با گذشت زمان فهمیدم که این اصول، ابزار رشد روحانی و راهی برای رسیدن به فهم مشترک هستند. سنت‌ها به من یاد دادند که برای داشتن زندگی مسالمت‌آمیز در خانواده، محیط کار و گروه، باید روشن‌بینی، آموزش‌پذیری و واقع‌بینی را تمرین کنم. درک این نکته برایم حیاتی بود که من، به‌عنوان یک بیمار معتاد، راه‌حل همه مشکلات را نمی‌دانم و تنها از طریق مشارکت، مشورت و احترام به خرد جمعی می‌توانم در مسیر درست حرکت کنم.

امروز بهتر می‌فهمم که وجدان گروهی در NA چگونه عمل می‌کند. وقتی اعضا با نیت خیرخواهانه، احترام متقابل و توجه به منافع جمع گفتگو می‌کنند، تصمیمی شکل می‌گیرد که از خودخواهی فردی فاصله دارد و به خیر گروه نزدیک‌تر است. در چنین فضایی، رأی‌گیری آخرین ابزار است، نه اولین واکنش. پیش از آن باید زمان کافی برای شنیدن پیشنهادها، بررسی موضوعات و رسیدن به درکی مشترک وجود داشته باشد.

اگر اعضا نسبت به جلسات اداری و مسئولیت‌های گروهی بی‌تفاوت شوند، زمینه برای اعمال نظر شخصی، باندبازی و انتخاب‌های ناسالم فراهم می‌شود. در این صورت، خدمت از مسیر اصلی خود خارج می‌شود و به‌جای پاسخگویی، فروتنی و تعهد، رفتارهای حکومتی و خودخواهانه شکل می‌گیرد. تجربه به من نشان داده است که خدمت در انجمن معتادان گمنام فقط زمانی سالم و مؤثر است که بر پایه اصول روحانی، حضور اعضای متعهد و احترام به وجدان گروهی باشد.

اجرای سنت ها در زندگی؛ از گروه تا خانواده و جامعه

کارکرد سنت‌ها فقط به فضای جلسه محدود نمی‌شود. من آموخته‌ام که اجرای این اصول در خانواده، محیط کار و روابط اجتماعی نیز می‌تواند مرا از انزوا، اشتغال فکری و واکنش‌های ناسالم نجات دهد. هرچه بیشتر از خودمحوری فاصله می‌گیرم و به نظر دیگران با تأمل و احترام گوش می‌دهم، امکان رسیدن به یک درک مشترک بیشتر می‌شود. این همان چیزی است که به زندگی من آرامش، تعادل و معنای تازه می‌دهد.

هر زمان در جمعی زندگی می‌کنم که اصول روحانی در آن رعایت می‌شود و منافع جمعی بر خواسته‌های شخصی ترجیح دارد، آثار بهبودی روحانی در NA را عمیق‌تر لمس می‌کنم. اما هرگاه بر تمایلات، عقاید و خواسته‌های شخصی خود پافشاری کنم، نشانه‌های بیماری اعتیاد دوباره در رفتارم ظاهر می‌شود؛ پرخاشگری، سلطه‌جویی، ناسازگاری و فاصله گرفتن از اصول اخلاقی. نتیجه چنین وضعی، دوباره تنهایی، رنجش و دور شدن از آرامش است.

در جایگاه خدمت نیز این اصل کاملاً صادق است. اگر انتخاب‌ها بر پایه رابطه، تعصب یا منافع فردی انجام شود، گروه با چالش روبه‌رو می‌شود. اما وقتی ملاک انتخاب، ویژگی‌های خدمتی، تعهد، فروتنی و مسئولیت‌پذیری باشد، فضای جلسات معتادان گمنام سالم‌تر و اثرگذارتر می‌شود. وجدان بیدار و آگاهی روحانی، از بزرگ‌ترین هدایایی است که من در مسیر بهبودی از اعتیاد به دست آورده‌ام؛ هدیه‌ای که در سال‌های مصرف هرگز به آن دسترسی نداشتم.

امروز باور دارم که خداوندی که ما را به این برنامه هدایت کرده، در تمام پیچ‌وخم‌های مسیر نیز همراه ماست. مهم نیست از کجا آمده‌ایم؛ مهم این است که همگی به سمت نور، رشد و آزادی حرکت می‌کنیم. من به اعضای NA اعتماد دارم، نه به‌این‌خاطر که انسان‌های کاملی هستند، بلکه چون در این برنامه، صداقت، تجربه مشترک و امیدی وجود دارد که می‌تواند راه ترک اعتیاد با NA و ساختن یک زندگی سالم را هموار کند.

در نهایت، هر حرکت گروهی که با هدف خدمت و حفظ بهبودی انجام می‌شود، باید از فهم مشترک سرچشمه بگیرد. حتی نیت خوب هم اگر همراه با اصول نباشد، ممکن است به خودمحوری پنهان تبدیل شود. من یاد گرفته‌ام نظر و پیشنهاد خود را با فروتنی مطرح کنم و نتیجه را به وجدان گروهی بسپارم. اصرار برای تحمیل عقیده شخصی، نشانه‌ای از بیماری من است؛ اما احترام به نظر جمع، بخشی از رشد من در انجمن معتادان گمنام است.

امروز آزادی و رهایی از بیماری اعتیاد، برای من یک رؤیای دور از دسترس نیست. این رهایی با درک و اجرای سنت‌ها، کارکرد قدم‌ها و زندگی بر پایه اصول روحانی در معتادان گمنام NA دست‌یافتنی شده است.
 برگرفته از مجله پیام بهبودی زمستان 1387


لینک کوتاه: http://www.nairan.org/fa/b/382652
آن بالا کسی ما را دوست دارد

آن بالا کسی ما را دوست دارد

قبلی
گروه من

گروه من

بعدی