خروج از بنبست
داستان «خروج از بنبست» روایت صادقی از تجربهی رهایی از اعتیاد است. راوی که در بهار سال ۱۳۸۰ هنوز درگیر مصرف سنگین مواد مخدر بود، در سفری خانوادگی با داماد خود ــ که دو ماه پاکی داشت ــ با انجمن معتادان گمنام (NA) آشنا میشود. این آشنایی جرقهای در دل تاریک او میزند تا به امید رهایی در جلسات NA شرکت کند. مدتی بعد، هنگام ترک ناگهانی دچار تشنج میشود و تا آستانهی مرگ پیش میرود، اما دعای آرامش و حضور اعضای انجمن باعث نجاتش میشود. امروز، او با ایمان به نیروی برتر و حمایت دوستان بهبودی، خود را فردی آزاد و شاکر میداند که از «کوچه بنبست اعتیاد» بیرون آمده است.
پیدا کردن خود واقعی ام
به محض ورود به برنامه معتادان گمنام، اولین تمایل من این بود که اینجا مکانی است که مردم پاک می مانند. پس از چندین سال پاکی، متوجه شدم که عضویت در N.A و زندگی در دوازده قدم، بسیار فراتر از پاک ماندن است. بله این یک فرایند است اما بسیار ارزشمند . یکی از بزرگترین تجربیاتم از اولین روز پاک شدنم در N.A این بوده است که متوجه شدم و یاد گرفته خودم را دوست داشته باشم.
چگونگی عملکرد
این هدف ، به وضوح و با قدرت و به تنهایی در وجدان جمع عنوان تنها چیزی که حقیقتا مهم است ، نقش گرفته . به همین دلیل می ممکن می گردد و معجزات به وقوع می پیوندند .

