آرزوی برادرم

آرزوی برادرم
آرزوی برادرم
05 آذر 1404

روایت صادقانه‌ی مسیری که از اعتیاد و ناامیدی شروع شد و به ده سال پاکی، آرامش و ساختن یک زندگی تازه رسید.


اسم من مصیب است و یک معتاد در حال بهبود هستم. حدود نه سال پیش می‌خواستم نامه‌ای از زبان یک تازه‌وارد بنویسم، اما قسمت نشد. ماجرا از این قرار بود که تازه از شر مصرف مواد مخدر خلاص شده بودم. بارها و بارها قطع مصرف می‌کردم و در جلسات بهبودی شرکت می‌کردم، اما چون درک درستی از انجمن نداشتم، هر بار با کوچک‌ترین بهانه‌ای دچار لغزش می‌شدم. شدت بیماری‌ام و احساس تفاوتی که می‌کردم باعث می‌شد افکار بیمارگونه‌ام مدام فعال باشد.

اگر در جلسات بهبودی دو نفر با هم صحبت می‌کردند، فکر می‌کردم درباره من قضاوت می‌کنند و حالم بد می‌شد. با خودم می‌گفتم: «اینجا جای من نیست»، در حالی که حقیقت این بود که خارج از انجمن، هیچ جایی برای پاک ماندن نداشتم.

سال ۱۳۸۷ در دانشگاه قبول شدم، اما شدت اعتیادم آن‌قدر زیاد بود که حتی سر کلاس‌ها حاضر نمی‌شدم. یادم هست یک روز یکی از هم‌کلاسی‌هایم مرا بیدار کرد تا با هم برای امتحان برویم. گفتم: «الان آماده می‌شوم»، اما چند لحظه بعد دوباره خوابم برد. وقتی بیدار شدم، امتحان تمام شده بود و ساعت دو بعدازظهر بود.

مدتی گذشت و فهمیدم بیش از دو سال را در خواب غفلت سپری کرده‌ام. در این دو سال فقط چند درس را به سختی پاس کردم. نتوانستم تحصیلم را ادامه بدهم و شرمنده و درگیر مصرف چندین ماده مخدر به زادگاهم برگشتم. روزها و شب‌ها ناامید، افسرده و پریشان به دنبال تهیه و مصرف بودم، تا این که واقعاً از خودم خسته شدم و فهمیدم تمام این آشفتگی‌ها فقط به خاطر مصرف مواد مخدر است.

در نهایت با کمک برادرم که خودش عضو انجمن معتادان گمنام بود و همیشه آرزوی پاکی مرا داشت، قطع مصرف کردم و وارد انجمن شدم. اکنون که این نامه را می‌نویسم، حدود ده سال است که پاکم و بسیاری از رویاهایم به واقعیت تبدیل شده‌اند. به واسطه رعایت رهنمودهای برنامه و حضور منظم در جلسات، میل به مصرف مواد — که برای من یک رؤیا بود — از بین رفت و روش جدیدی برای زندگی انتخاب کردم؛ زندگی‌ای بر اساس برنامه.

حالا صاحب همسر و فرزند هستم و کسب‌وکار کوچکی برای خودم دارم. در این مدت یاد گرفته‌ام که به جای انتظار برای درک شدن، باید دیگران را درک کنم؛ به جای توقع داشتن، عشق تولید کنم؛ و با کمک خداوند و اصول انجمن، به دیگران کمک کنم و در مسیر خدمت قدم بردارم.

برگرفته از نشریه پیام بهبودی / سال 21 / شماره 83 / تابستان 1404 


لینک کوتاه: https://www.nairan.org/fa/b/382614
خودت را به اصول بسپار

خودت را به اصول بسپار

قبلی
قدم ششم

قدم ششم

بعدی