مسیر دور، دل نزدیک

مسیر دور، دل نزدیک
مسیر دور، دل نزدیک
22 آبان 1404

سفری واقعی از ترس و درد به سوی ایمان و رهایی؛ داستانی از پاکی، امید و عشق در مسیر بهبودی.


در سال ۱۳۹۲ در یک روز سرد پاییزی که پیام انجمن معتادان گمنام را توسط یکی از دوستانم دریافت کرده بودم با کوله باری از ترس ناامیدی و درد، در یک جلسه بهبودی که در ۱۰ کیلومتری محل زندگیم بود شرکت کردم. همان شب اول با خوش آمدگویی و محبت های یکی از اعضای جلسه روبرو شدم و گویا معدنی از مهر و صفا و صمیمیت را تجربه کردم که در طول عمرم هیچ وقت تجربه نکرده بودم. حدود دو ماه در آن جلسه بهبودی شرکت کردم که به دلیل عدم حمایت اعضا، آن جلسه بسته شد. این بار مسیر من برای شرکت در جلسات بهبودی طولانی تر شد و جلسه ای در حدود ۲۵ کیلومتری محل زندگیم تشکیل شد که در آن شرکت می کردم تا این که آن جلسه هم بسته شد. بازهم برای شرکت در جلسات بهبودی تسلیم نشدم و این بار نزدیک ترین جلسه ای که میتوانستم در آن شرکت کنم، حدود ۴۵ کیلومتر از محل زندگی ام فاصله داشت. باز هم با اشتیاق و بدون هیچ گونه مانعی مانند باد، باران، سرما یا گرما در آن جلسه شرکت می کردم و مسیر بهبودی ام را ادامه میدادم برای کارکرد قدم ها نیز مجبور بودم هفته ای ۲۲۰ کیلومتر مسافت طی کنم و در جلسات قدم راهنمایم شرکت کنم. گویا خداوند برای من نقشه هایی داشت که با این تمایل و پشتکار قوی تر شوم تا بتوانم با روزهای سخت زندگی کنار بیایم. حدود هفت سال پاکی داشتم و زندگی خوبی را به کمک خداوند و اصول انجمن معتادان گمنام ساخته بودم. اما ناگهان احساس کردم از لحاظ جسمی حال خوبیندارم و احساس ضعف و ناتوانی میکردم. پس از مراجعه به پزشک و انجام آزمایشات، متوجه شدم که سرطان دارم. در ابتدا باورش برایم سخت و دردناک بود و تمام اعتقادات و باورهایم به چالش کشیده شد. در همان 9 دوران، ویروس کرونا هم وارد کشور شد تمام جلسات بهبودی بسته شد و شرایط برایم بسیار سخت تر شد. راهنمایم نقش بسیار مؤثری در این مقطع داشت و جلسه قدم را در یکی از پارکهای شهرمان برگزار کرد تا من بتوانم حداقل هفته ای یک بار در جلسه قدم شرکت کنم. با تماس مداوم با راهنما، مطالعه نشریات و همراهی دوستان بهبودی توانستم با سخت ترین شرایط، زندگی کنم و مسیر بهبودی و برنامه را ادامه دهم به لطف خداوند و اصول ساده انجمن معتادان گمنام، پس از پیگیری و تحت درمان بودن به مرور مریضی ام خوب شد. به قول کتاب پایه هر دردی بالاخره روزی تمام خواهد شد. با دعا، مراقبه و مشارکت افکار خود را از تمرکز بر روی ناراحتی به دور نگاه میداریم و قدرت حفظ اولویتهای خود را پیدا می کنیم، در این گونه مواقع در صورت امکان بسیار مهم است که ما در تمام ساعات با اعضای انجمن در تماس و رابطه باشیم. اکنون هر روز با انرژی همچون روزهای اول ،پاکی ام در جلسات بهبودی شرکت میکنم خدمت میکنم و هر روز از خداوند بابت همه داشته هایم سپاسگزاری میکنم. در پایان از خدمتگزاران مجله پیام بهبودی تشکر میکنم که پیامها و تجربه ها را در سراسر دنیا به معتادان میرسانند تا زندگی بسیاری از هم نوعانمان را نجات دهند. مادامی که این راه را دنبال کنم از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت.
برگرفته از نشریه پیام بهبودی سال بیست و یکم / شماره 83 / تابستان 1404 


لینک کوتاه: https://www.nairan.org/fa/b/382611
این خبر را به اشتراک بگذارید:
پیام ما امید، وعده ما آزادی

پیام ما امید، وعده ما آزادی

قبلی
خوش آمدی

خوش آمدی

بعدی