از کجا تا به کجا!
تجربهای از زندگی فردی که سالها در تنهایی و مصرف مواد مخدر زندگی میکرد، اما با آشنایی با انجمن معتادان گمنام و برنامه بهبودی، مسیر تازهای برای رشد، ارتباط با دیگران و بازگشت به تحصیل پیدا کرد. این مسیر نشان میدهد چگونه امید، همراهی اعضای NA و تلاش شخصی میتواند زندگی یک انسان را متحول کند.
از کجا تا به کجا
سالهای انزوا و اعتیاد؛ زندگی در سایه تنهایی
علی هستم، یک معتاد در مسیر بهبودی.
وقتی به گذشتهام نگاه میکنم، فاصلهای عجیب میان آنچه بودم و آنچه امروز هستم میبینم؛ فاصلهای که فقط با کمک برنامه بهبودی و انجمن معتادان گمنام پر شد.
از همان سالهای نوجوانی آدمی گوشهگیر و منزوی بودم. چه قبل از اعتیاد و چه در دوران مصرف مواد مخدر، همیشه حس میکردم با بقیه فرق دارم و جایی در میان آدمها ندارم. ارتباط گرفتن با دیگران برایم سخت بود؛ حتی گفتوگوهای ساده هم برایم تبدیل به یک چالش بزرگ میشد.
حدود ۲۴ سال از عمرم را در نوعی تنهایی عمیق گذراندم. در آن سالها تنها رفیق واقعیام مواد مخدر بود. اعتیاد کمکم تبدیل به پناهگاهی شد برای فرار از ترسها، خجالت و احساس بیارزشی که در درونم داشتم. همیشه فکر میکردم به درد هیچ کاری نمیخورم و هیچ استعدادی ندارم.
در جمعهای خانوادگی یا اجتماعی حاضر نمیشدم. حتی در مراسم عروسی یا عزاداری نزدیکانم هم شرکت نمیکردم. اگر هم مجبور میشدم جایی بروم، ترجیح میدادم کنار پدرم بنشینم و سکوت کنم. نمیتوانستم با همسنوسالهای خودم ارتباط برقرار کنم و همین موضوع رنج زیادی برایم داشت.
خاطرهای هنوز در ذهنم مانده است. روزی در راه دبیرستان بودم که ماشینی کنارم ایستاد و راننده آدرس خیابانی را پرسید. چون نام خیابانها را بلد نبودم، گفتم: «ببخشید آقا، من هم اینجا غریبم.» چند دقیقه بعد تازه فهمیدم همان خیابانی که دربارهاش سؤال کرده بود، خیابان مدرسه خودم است! این موضوع برایم خیلی عجیب و حتی شرمآور بود؛ اما واقعیت این بود که آنقدر از جامعه فاصله گرفته بودم که حتی محیط اطرافم را هم نمیشناختم.
خجالتی بودنم در همه جا همراه من بود. مثلاً وقتی سوار تاکسی میشدم و راننده کرایه را بیشتر حساب میکرد، جرأت نداشتم چیزی بگویم. پول را میدادم و سکوت میکردم. در درونم پر از ترس و تردید بودم.
تولد دوباره در انجمن معتادان گمنام
نقطه عطف زندگی من زمانی بود که با انجمن معتادان گمنام (NA) آشنا شدم. ورود به جلسات NA ایران برایم شبیه باز شدن دری تازه بود؛ دری به سمت شناخت خودم و مسیر واقعی بهبودی از اعتیاد.
در ابتدا فقط گوش میدادم. حرفهای اعضای انجمن را میشنیدم که از تجربه مصرف مواد مخدر، دردهای مشترک و مسیر رهایی از اعتیاد صحبت میکردند. کمکم فهمیدم من تنها نیستم و افراد زیادی هستند که راه بهبودی را طی کردهاند.
در جلسات انجمن معتادان گمنام یاد گرفتم خودم را باور کنم. به مرور اعتمادبهنفسی در من شکل گرفت که سالها از آن بیخبر بودم. متوجه شدم استعدادهایی در وجودم هست که به دلیل اعتیاد و احساس بیارزشی هیچوقت به آنها توجه نکرده بودم.
اعتیاد باعث شده بود ادامه تحصیل را رها کنم، اما بعد از مدتی حضور در برنامه بهبودی NA تصمیم گرفتم دوباره به سراغ درس و دانشگاه بروم. پیگیری کردم و توانستم دو ترم فرصت بگیرم. حالا در حال درس خواندن برای گرفتن فوقدیپلم هستم. شاید اگر مسیر زندگیام متفاوت بود امروز مدرک کارشناسی داشتم، اما برای من همین هم یک پیروزی بزرگ است.
در انجمن معتادان گمنام چیزهایی به دست آوردم که شاید از هر مدرک دانشگاهی باارزشتر باشد: امید، دوستی، صداقت با خودم و یاد گرفتن زندگی بدون مواد.
پسری که روزی بزرگترین آرزویش داشتن حتی یک دوست بود، امروز در میان جمعی از دوستان صمیمی قرار دارد. در جلسات NA دوستانی پیدا کردم که بدون قضاوت کنار هم هستیم و از تجربه بهبودی خود میگوییم.
یکی از نکات جالبی که در این مسیر فهمیدم این بود که حتی خودم را هم درست نمیشناختم. سالها بدون توجه به خودم زندگی کرده بودم. تازه در این انجمن متوجه شدم قد من ۱۹۵ سانتیمتر است و وزنم حدود ۱۱۰ کیلوگرم! دوستانم در انجمن به خاطر همین ویژگی ظاهری اسم خاصی برایم گذاشتهاند و همین شوخیهای دوستانه برایم بسیار ارزشمند است.
قبل از آشنایی با برنامه NA همیشه دوست داشتم جای یک هنرپیشه معروف باشم؛ یعنی کسی دیگر باشم، نه خودم. اما امروز یاد گرفتهام خودم باشم و خودم را همانطور که هستم بپذیرم.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم ورود به انجمن معتادان گمنام برای من شبیه تولد دوباره بود. گویی «علی» دیگری در من متولد شد؛ علیای که میتواند حرف بزند، در جمع حضور داشته باشد، دوست پیدا کند و برای آیندهاش برنامه داشته باشد.
و جالبتر اینکه حالا نهتنها در شهرم راه را گم نمیکنم، بلکه کمکم اسم خیابانها را هم دارم یاد میگیرم.
در پایان از خداوند سپاسگزارم که راه آشنایی با انجمن معتادان گمنام و مسیر بهبودی از اعتیاد را پیش پایم گذاشت؛ مسیری که زندگی مرا از جایی تاریک به جایی روشن رساند.
برگرفته از مجله پیام بهبودی زمستان 1387
لینک کوتاه: https://www.nairan.org/fa/b/382649
این خبر را به اشتراک بگذارید:
خوشآمدگو
قبلیمطالب مشابه
بولتن ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
کتاب ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
مجلات راه NA
نشريات، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد
نرم افزار موبایل
لطفا براي ايجاد امکان سرويس دهي بهتر از انتشار مستقيم نرم فزار هاي اين صفحه خودداري نموده

