بیا با من

بیا با من
بیا با من
24 مرداد 1405

«بیا با من» شرحی صادقانه از زندگی فردی است که در تاریکی اعتیاد، آشفتگی و ناتوانی در اداره زندگی گرفتار شده بود، اما با رسیدن پیام انجمن معتادان گمنام NA، پذیرش بیماری و کارکرد قدم اول، مسیر تازه‌ای از بهبودی، امید و تغییر را آغاز می‌کند.


بیا با من

با سلام

لازم است سعی کنیم پیام‌رسان‌های خوبی باشیم.

قبل از آشنایی با دوستان همدردم که در مسیر بهبودی و رهایی از اعتیاد هستند، به سبب ناآگاهی نسبت به اصول روحانی و مفاهیم بهبودی، زندگی من همانند میدان جنگی بود که خودم برای داشتن یک زندگی عالی و منحصر‌به‌فرد به راه انداخته بودم و همه چیزم را در معرض نابودی قرار داده بودم.

به واسطه خودمحوری و خودخواهی‌های فراوانی که داشتم، همه چیز را در خدمت خودم می‌خواستم و همیشه و در همه حال مشغول جنگیدن با دنیا، خود و اطرافیانم بودم. مسیر زندگی مرا رؤیاهای توهم‌گونه، خیال‌پردازی‌های به دور از واقعیت و تجربه‌های نادرستی که از افراد ناآگاه‌تر از خودم می‌گرفتم تعیین می‌کرد. غافل از این‌که در ابتدای این مسیر، علامت بن‌بست وجود داشت و من آن را ندیده بودم.

به واسطه نبود آگاهی از بیماری اعتیاد، همیشه به دنبال چیزی می‌گشتم که راه را برایم باز کند. بله، همیشه مصرف مواد مخدر از هر نوع، اولین و راحت‌ترین راه‌حل من بود؛ نیرویی کاذب برای ادامه دادن مسیرهای اشتباه. آن روزها نمی‌دانستم که این انتخاب‌ها نه راه نجات، بلکه عمیق‌تر شدن در تاریکی اعتیاد و دور شدن از بهبودی واقعی است.

خانه تاریک سینه من

کار به جایی رسیده بود که تکرار مسیرهای انحرافی، جزو عادت‌های روزانه من شده بود و انگار مجبور بودم هر روز زندگی به روال اشتباه را تکرار و تجربه کنم تا احساس زنده بودن داشته باشم؛ غافل از خطرات و صدمه‌هایی که این راه‌ها برای من و نزدیکانم به وجود آورده بود و همچنان به وجود می‌آورد.

اشتباهاتم ثمره‌هایی چون آشفتگی، بدبختی، بی‌آبرویی و گلایه‌های پی‌درپی اطرافیانم را به همراه داشت. آری، من دیگر قادر به اداره زندگی نبودم و این بیماری اعتیاد و مصرف مواد مخدر بود که برایم تعیین تکلیف می‌کرد.

مسئله این بود که من احمق نبودم و آشفتگی‌های زندگی‌ام را رفتارها و عکس‌العمل‌های اطرافیانم برایم آشکار می‌کرد. تنها در این لحظات بود که از خود می‌پرسیدم: آیا من یک معتاد هستم؟ آیا مشکلات و گرفتاری‌هایم ربطی به مصرف مواد مخدر دارد؟

چند سالی طول کشید و من عاجزانه به دنبال راهی متفاوت می‌گشتم؛ راهی که مواد مخدر در آن هیچ نقشی نداشته باشد. امروز می‌فهمم این جست‌وجو، تقلا برای رسیدن به رهایی از اعتیاد و لمس یک زندگی سالم بود، هرچند آن زمان هنوز راه درست را نمی‌شناختم.

تقریباً همه معتادان می‌گویند که ترک کردن را خوب به یاد داشتند، اما پاک ماندن را بلد نبودند؛ مشکل من این بود که تغییر کردن را نمی‌دانستم. عاقبت، پیام انجمن معتادان گمنام به وسیله اشخاصی که قبلاً مصرف‌کنندگان قهاری بودند به من رسید. پرده و حجاب اعتیاد از جلوی چشم‌هایم افتاد و به این درک رسیدم که خداوند فرصتی تازه به من عنایت کرده است.

سرزمین عبور

من انجمن معتادان گمنام را از سر بی‌تفاوتی انتخاب نکردم تا آن را فقط به عنوان راهی امتحان کنم و ببینم آیا از آن جواب خواهم گرفت یا نه؛ بلکه به دو دلیل روشن آن را قبول کردم و کاملاً تسلیم اصول این برنامه بهبودی شدم. اول این‌که من بدبختی‌های بسیاری را تجربه کرده بودم، و دوم و مهم‌تر این‌که بسیاری را دیده بودم که برنامه انجمن معتادان گمنام NA به آن‌ها امید رهایی، پاکی و راه درست زیستن را هدیه کرده و با یک‌سری اصول ساده اما جدی، زندگی‌شان را کاملاً تغییر داده بود.

حال، به کمک دوستان همدرد در حال بهبودی، به‌خصوص کمک‌ها و عشق‌های بی‌قید و شرط راهنمایم، و از طریق زندگی کردن بر روال برنامه انجمن معتادان گمنام، سه ماه و چهارده روز پاکی موفق را در مسیر بهبودی طی کرده‌ام. با کارکرد قدم اول به این روشن‌بینی رسیده‌ام که دیگر مشکلات مرا مواد مخدر حل نمی‌کند، بلکه تنها تمایل به تغییر در من، آن‌ها را کم‌رنگ‌تر می‌کند. همچنین پذیرفته‌ام که واقعیت‌های تلخ و شیرین زندگی همیشه بوده، هست و خواهد بود و باید با کارکرد قدم‌های بعدی، چگونگی روبه‌رو شدن با آن‌ها را تمرین کنم.

قدم اول کمک بسیار بزرگی به من کرد که مهم‌ترین آن، به دست آوردن صداقت با خود و اقرار به این حقیقت بود که برای من، با وجود بیماری اعتیاد، چیزی به عنوان کنترل مصرف هر چیزی که احساساتم را تغییر دهد وجود ندارد. اکنون تا اندازه‌ای با بیماری‌ام آشنا شده‌ام و نسبت به آن آگاهی پیدا کرده‌ام و فقط برای امروز، در مسیر بهبودی، آرامشی سرشار از عشق، امید و احساس امنیت در انجمن NA را تجربه می‌کنم.

فقط برای امروز، سعی خواهم کرد و انجام خواهم داد آنچه را که به حفظ امنیت و فضای بهبودی انجمن NA کمک می‌کند و آن چیزی نیست به جز درک و رعایت سنت‌های دوازده‌گانه برنامه معتادان گمنام.

بر گرفته از مجله پیام بهبودی زمستان 1387 


لینک کوتاه: http://www.nairan.org/fa/b/382656
چش مایی داداش...

چش مایی داداش...

قبلی
پلکان بهبودی

پلکان بهبودی

بعدی