درد مشترک
متنی درباره تجربه سقوط در اعتیاد، احساس تنهایی و پشیمانی عمیق که با آشنایی با انجمن معتادان گمنام (NA) به نقطه امید و آغاز مسیر بهبود و رهایی میرسد. تأکید بر همدلی، پذیرش درد مشترک و امکان بازسازی زندگی سالم.
درد مشترک
گاهی انسان در نقطهای از زندگی میایستد که دیگر صدای خودش را هم نمیشناسد.
نمیدانم آن روز چه بر من گذشت؛ فقط میدانم از درونم صدایی خسته فریاد میکشید. نمیدانستم صدای من است یا صدای خدا… اما هر چه بود، آشنا بود؛ آمیخته با درد، دعا و التماس.
اشکهایم بیاختیار جاری شد. نه… آنچه میریخت اشک نبود؛ قطرههای ماتم و سالها رنجِ انباشته بود که مرا به اعماق جهنم درونم میبرد. همانجا بود که فهمیدم هنوز انسانم، هنوز قلبی در سینه دارم که از این همه دوری و سقوط به تپش افتاده است.
زبانم در دهان چرخید و با بغضی شکسته فریاد زدم.
از نامرادیهایم گفتم، از شبهای سرد و تاریک، از تنهاییای که مثل سایه دنبالم میآمد. از پستیهایی که در مسیر اعتیاد تجربه کردم، از بیایمانی و احساس بیدرمانی. از اندیشههای نادانی که مرا در کورهراه زندگی سرگردان کرده بود.
کولهباری از پشیمانی بر دوش داشتم.
من مانده بودم و آههای شبانه.
من مانده بودم و بغضی که در گلوی همسرم خشکیده بود.
من مانده بودم و فرزندی که از آغوش پدر دور افتاده بود.
به یاد دارم همسرم بر سجاده دعا میخواند و من در کنج ذلت فرو رفته بودم. نگاه اندوهبار فرزندم را میدیدم، اما غرق در غفلت بودم. اعتیاد، آرام و بیصدا، همه چیزم را گرفته بود؛ ایمانم، خانوادهام، عزت نفسم را.
سقوط در اعتیاد؛ تنهاییای که مشترک است
آن روزها خودم نبودم. اگر بودم، یقین دارم اینگونه از عزیزانم فاصله نمیگرفتم. اعتیاد مرا از خودم جدا کرده بود؛ از ارزشهایم، از عشقی که زمانی در قلبم موج میزد.
احساس تنهایی میکردم، اما بعدها فهمیدم این درد، فقط درد من نبود.
درد مشترک بسیاری از ماست؛ کسانی که در دام مصرف مواد گرفتار میشوند و تصور میکنند راه بازگشتی وجود ندارد.
در اوج ناامیدی، نگاهی آشنا مرا متوقف کرد.
نگاهی که در آن نه قضاوت بود و نه سرزنش… فقط درک بود و همدلی.
جرقه امید در انجمن معتادان گمنام (NA)
آن نگاه، نگاه کسی بود که درد مرا میشناخت؛ چون خودش هم آن را زندگی کرده بود.
بر لبانش پیامی ساده اما عمیق بود: «تو تنها نیستی.»
آشنایی با انجمن معتادان گمنام (NA) نقطه عطف زندگی من شد. جایی که فهمیدم بهبود از اعتیاد ممکن است. در جلسات NA دیدم انسانهایی که روزی مثل من در تاریکی بودند، امروز در مسیر رهایی و پاکی قدم برمیدارند.
در آن جمع، از درد مشترک گفتیم.
از سقوطها، از شکستها، از شرم و پشیمانی…
اما مهمتر از همه، از امید و تغییر گفتیم.
برنامه بهبود، قدمها، مشارکتها و حمایت همدلانه اعضا کمک کرد دوباره خودم را پیدا کنم. یاد گرفتم مسئولیت زندگیام را بپذیرم. یاد گرفتم به جای فرار از درد، با آن روبهرو شوم.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، میدانم آن صدای درونی، ندای بیداری بود. همان لحظهای که از اعماق ناامیدی، جرقهای از نور روشن شد.
درد مشترک ما را به هم رساند؛
اما امید مشترک، ما را در مسیر بهبود نگه داشت.
بر گرفته از مجله پیام بهبودی زمستان 1387
لینک کوتاه: https://www.nairan.org/fa/b/382647
این خبر را به اشتراک بگذارید:
آزموده تلخ
قبلیمطالب مشابه
بولتن ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
کتاب ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
مجلات راه NA
نشريات، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد
نرم افزار موبایل
لطفا براي ايجاد امکان سرويس دهي بهتر از انتشار مستقيم نرم فزار هاي اين صفحه خودداري نموده

