در جستجوی صداقت

در جستجوی صداقت
در جستجوی صداقت
23 اردیبهشت 1405

این مضمون به اهمیت صداقت در آغاز مسیر بهبودی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه تشخیص حقیقت، کنار گذاشتن ناصداقتی و توجه به الگوهای رفتاری می‌تواند فرد را به رشد معنوی، پاکی و تغییرات عمیق در زندگی هدایت کند. همچنین راهکارهایی عملی برای پرورش صداقت در زندگی روزمره معرفی شده است.


درجستجوی صداقت

وقتی که پرسیده می‌شود اصل روحانی موجود در قدم اول چیست، بعضی‌ها پاسخ می‌دهند «پذیرش»، عده‌ای دیگر می‌گویند «تسلیم»، ولی برای من صداقت مهم‌ترین است. بعد از سال‌ها غوطه‌ور بودن در انکار، اقرار صادقانه به عجز خود در برابر اعتیاد و غیر قابل اداره شدن زندگی‌ام، بی ‌نهایت به رهایی من کمک کرد. برای درک بهتر اصول، می‌توان بین آن چه وجود دارد و آن چه وجود ندارد تفاوت قائل شد.

درست مانند آن مجسمه‌سازی که چیزی را که درون حصار سنگ مرمر وجود دارد می‌بیند و با کنار گذاشتن و حذف تمام چیزهای زائد اطراف آن، مجسمه‌سازی می‌کند.

طریقه کارکرد قدم‌های ۱۲گانه هم به همین نحو است.

من به دنبال شناخت عجز، نداشتن سلامت عقل، اشتباهات، نواقص اخلاقی و کمبودهای شخصیتی خود هستم تا بعدها برای صدمات و ضررهایی که به خاطر آن‌ها وارد کرده‌ام جبران خسارت نمایم.

قدم‌یازدهم ما پیشنهاد می‌کند تا به دنبال آگاهی از خواست خداوند برای خود باشیم و قدم دوازدهم ما می‌گوید که قدم‌های قبلی ما را به بیداری روحانی رهنمون کردند. بنابراین در قدم اول برای من بیداری از طریق صداقت به خودم حاصل می‌شود.

صداقت چیست؟ خوب، یک راه رسیدن به صداقت حذف بی‌صداقتی است. من در حالی وارد برنامه بهبودی شدم که برداشت کمی درباره ناصادقی داشتم.

ناصداقتی شامل: دزدی، کلاه‌برداری و دزدی می‌شود.

وسعت مفهوم عدم صداقت در من به اندازه تمام زیان‌هایی است که به خود و دیگران وارد کرده‌ام، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه. چه برای جلوگیری از درد و چه برای روبه‌رو نشدن با حقایق و فرار از واقعیت. عملی که در این راستا انجام می‌شود رفتاری ناصادقانه است که اغلب ریشه در سایر نواقص و کمبودهای اخلاقی دیگر دارد.

در حالی که کاملاً واضح است که برای دستیابی به اهداف والا و یک زندگی شرافتمندانه لازم است که ناصادقی را به کمترین حد خود برسانیم ولی راه‌های دیگری نیز برای رسیدن به چالش قدم اول وجود دارد.

ابعاد صداقت

یکی از روش‌های دستیابی به صداقت که احتیاج به فعالیت عملی خاصی ندارد، راه انفعالی‌ است. این است که وقتی حقیقتی به من ارائه می‌شود آن را تشخیص داده و قبول کنم.

مثال کلاسیک و معمول تشخیص حقیقت در قدم یک، این است که اقرار کنم من یک معتاد هستم.

در مقابل روش انفعالی فوق، روش فعالانه‌ای برای جستجوی حقیقت و رسیدن به آن وجود دارد. ما می‌توانیم برای حقیقت درباره خودمان، روابط‌مان با دیگران و چگونگی عملکرد دنیای اطراف خودباشیم.

من این کار را با نوشتن، دعاکردن، مراقبه و مشارکت با دیگران انجام می‌دهم.

پرورش و تقویت صداقت درخود را می‌توانیم با تمرکز بر روی زمان حال یا زمان های دیگر انجام دهیم. چون بعضی حقایق در طول زمان تغییر پیدا می‌کنند مانند سن افراد و یا قیمت یک میوه.

اگر من جویای صداقت در این لحظه هستم نیاز دارم که نسبت به تغییرات در حقایق، حساس باشم و فاکتورهای جامعه مانند فرهنگ و سطح مسائل روحانی را نیز در نظر بگیرم.

“دعای کنار گذاشتن” مثالی است برای این نوع از جویای صداقت.

خداوندا، درخواست می‌کنم به من کمک کن تا افکارم را درباره‌ی خودم، بیماری‌ام و قدم ها به کناری بگذارم، مخصوصاً آن‌چه که فکر می‌کنم راجع به تو می‌دانم، خداوندا، تمنامی کنم به من روشن بینی و تجربیاتی جدید درباره‌ی خودم، بیماری‌ام و قدم‌های ۱۲ گانه‌، مخصوصا خودت عطا فرما.

همچنین می‌توان صداقت را در وقایع و رویدادهایی یافت که خصوصیات و الگوهای رفتاری من، خودشان را در مواقع مختلف بروز می‌دهند و بر اثر مرور زمان آشکار می‌شوند.

یکی از این موارد بیان من در قدم‌های چهارم و پنجم آشکار شد و الگوهایی را برایم فاش کرد تا نقش من رد روابط شکست خورده به نمایش گذاشته شود.

NA یک برنامه ساده است برای مردمانی پیچیده.

صداقت می‌تواند به طریقی ساده و یا پیچیده جستجو شود.

NA به من آموزش داد که به جای داشتن پاکی از مواد و مخدر، الکل و… این حقیقت ساده را قبول کنم که: شروع روزهای پاکی در زندگی من درست بعد از آخرین باری افتاد که من مصرف‌هرگونه مواد تغییر دهنده حال و ذهنم را متوقف کردم و پاکی را آغاز ساختم.

در مواردی صدقت از توجه به پیامدهای یک حقیقت ساده آشکار می گردد، مثلاً من فکر می کردم بهبودی فقط پرهیز از مصرف مواد مخدر است ولی حقیقت این است که من باید تغییراتی در تمامی زمینه های جسمی، روحی، روانی، احساسی و معنوی زندگی ام به وجود بیاورم.

گرچه گاهی اوقات صداقت به معنی جستجوی جنگل از میان درختان است ولی در بعضی مواقع دیگر می‌توان تفاوت بین تک‌تک درختان را درک کرد و خود جنگل را نادیده گرفت.

بعضی‌ها می‌گویند که اصول روحانی واقعی هرگز با یکدیگر تضادی ندارند.

نتیجه مستقیم و منطقی چنین فرضی این است که در جایی که یک اصل روحانی تمرین می‌شود به احتمال زیاد اصول روحانی دیگر نیز در حال اجرا هستند.

بدین ترتیب من می‌توانم در جستجوی صدقت باشم در جایی که امید، ایمان، شجاعت، فروتنی، صبر و عشق را نیز تمرین می‌کنم.

از طرف دیگر داشتن صداقت با نواقص و کمبودهای اخلاقی سازگاری ندارد.

برای مثال، عنوان کردن حقیقت به صورتی تلخ و گزنده و یا رک گویی بی رحمانه همراه با خشونت، راهی برای دستیابی به صدقت واقعی نیست.

صداقت واقعی عمیق و ژرف بوده و به این راحتی پرده‌ای را پاره نمی‌کند تا نقص فردی آشکار شود و ضمناً صداقت واقعی اهداف پنهانی ندارد.

کارکردن برای دستیابی به صداقت

این لیستی از فعالیت‌هایی است که من سعی می‌کنم برای ایجاد و پرورش صداقت در زندگی‌ام انجام دهم:

  • توجه کردن در جلسات و گوش دادن دقیق به دوستانم که در مورد صداقت صحبت می‌کنند، سعی می کنم اجاره ندهم که تکرار یک پیام صادقانه حوصله‌ام را سرببرد. فراموش نمی‌کنم که من دیر یاد می‌گیرم و زود فراموش می‌کنم.
  • تمامی آن چه را که در اثر صادق بودن می‌توانم به دست بیاورم و همچنین همه چیزهایی را که می‌توانم به خاطر بی‌صداقتی از دست بدهم، روی کاغذ می‌آورم و می‌نویسم. این کار معمولاً به تقویت انگیزه‌های من برای ایجاد و ادامه صداقت کمک زیادی می‌کند.
  • از طریق کمک خواستن از دیگران برای یادگیری صداقت داشتن، انگیزه‌های خود را برای صادق بودن تقویت می‌کنم.
  • باز کردن دریچه ذهنم به روی افکار جدید از طریق “دعای کنار گذاشتن” و به صورت روزانه همان طور قبلاً راجع به آن صحبت شد.
  • توجه کردن به صفات، خصوصیات فردی و الگوهایی که در زندگی من تکرار می‌شوند. در این گونه موارد من آمادگی پذیرفتن نقش پنهان خود و حقیقتی که این صفات نهفته است را دارم.
  • مشاهده و توجه به آن‌هایی که امیدوار، متواضع و صبور هستند. به احتمال زیاد این دسته افراد می‌توانند چیزهای زیادی در مورد یک زندگی صادقانه به من بیاموزند.
  • وقتی به خاطر مشکلات، زندگی‌ام آشفته و مغشوش می‌شود، با راهنمایم تماس می‌گیرم تا به من کمک کند و بتوانم فهم و ادراک ساده‌تری از مسائلم داشته باشم.

کِرِیگ پی. اِن. – کالیفرنیا

مجله NAWAY – جولای ۲۰۰۴


لینک کوتاه: https://www.nairan.org/fa/b/382636
رفتن به زندان برایم آرزو بود

رفتن به زندان برایم آرزو بود

قبلی
لوطی و انتر

لوطی و انتر

بعدی