دیگر پدرم آرزوی مرگ مرا ندارد
من قبل از مصرف به لحاظ روحی و روانی از خانواده و اطرافیانم جدا شده بودم، مصرف اجباری مرا از لحاظ جسمی هم از آنها جدا کرد دقيقا هر سه جنبه ی بیماری ام یعنی روحی، روانی و جسمی پدیدار شد یک ورشکسته ی تمام عیار. دیگر هیچ تصمیمی نمی توانستم بگیرم. دنیا برایم بی معنی شده بود. چندبار تصمیم به خودکشی گرفتم. یک بار بعد از ده ساعت بیهوشی در بیمارستان به هوش آمدم. اما این جا پایان کار نبود و من مدام با ترورهای شخصیتی مواجه بودم.

