سنت پنجم نقطه عطف و تقريباً خط مشي كلي انجمن ماست.
سنت پنجم ميگويد: هر گروه يك هدف اصلي دارد، رساندن پيام به معتادي كه هنوز در عذاب است. در ابتداي پيوستن به مسير انجمن، تقريباً تصور تمامي ما اين بود كه اينجا مكاني است براي پاك شدن اما بهمرور متوجه شديم كه اينگونه نيست و تمامي ما به بهبودي نيازمنديم. تمامي توجه انجمن و اعضاي آن بايد معطوف به همين قسمت باشد و بهواقع به اين شكل است كه قلب خدمات انجمن ما همان هدف اصلي ميشود.
اين هدف يعني رساندن پيام بهبودي، هدف گروهي ماست اما هر كدام از ما به تنهايي نيز سهمي در رساندن اين پيام داريم، يعني سنت پنجم هدف گروهي است اما مسئوليت و تعهد فردي ما نيز ميباشد. زماني كه تكتك ما متعهدانه سعي كنيم كه در خدمات گروهي شركت كنيم و خود را قسمتي مهم از گروه بدانيم، مطمئناً چشمانداز جديدي نسبت به سنت پنجم پيدا خواهيم كرد.
اين سنت بهنوعي در خدمت سنت اول ميباشد وقتي هدف همه گروههاي دنيا يكي باشد، اين يكي بودن هدف به اتحاد ما كمك ميكند و بين همه گروههاي جهان هماهنگي به وجود ميآورد. وحدت ما از هدف مشترك ما نشأت ميگيرد و همه براي تحقق هدفي يكسان تلاش ميكنيم.
گروه معتادان گمنام گروهي است كه توسط معتادان برپا ميشود و بر اصول، سنتها و قدمهاي دوازدهگانه پافشاري ميكند و چنين گروهي بايد توجه و نگاهش به سمت يك هدف اصلي باشد.
اما همگي ما ميدانيم كه قدرت در گروه نهفته است نه در فرد، پس هيچگاه ما نميتوانيم كاري را كه گروه براي به انجام رساندن هدف اصلياش دارد به تنهايي انجام بدهيم. فراموش نكنيم كه پيام فردي ما پيام ناقصي است و اين گروه است كه با پيام تكتك افراد به يك اتحاد در رساندن پيام ميرسد كه بسيار كاملتر از پيام من و يا نشريات NA به تنهايي است. همگي ما به دنبال اين هستيم كه اين پيام صحيح و سالم بهدست نيازمندش برسد.
ما به صورت فردي هرچه پيام را خوب منتقل كنيم، بالاخره يك فرد هستيم و فرد در انتقال پيام ممكن است تعبيرات شخصي خود را نيز به كار ببرد ولي در گروه اين طور نيست.
قدرت گروه كاستيها را خنثي ميكند و ممكن است حركات فردي و يا شخصي در جلسه حال همه را بد كند ولي مشاركت افراد در گروه اميد و انرژي ميدهد. ممكن است فردي در جلسه مصرف كرده باشد ولي گروه اين حركت را با اعلام پاكيها پوشش ميدهد و اجازه نميدهد يأس حاكم شود.
اينها همه از عهده گروه بر ميآيد. گروه قويترين وسيله انتقال پيام بهبودي است. من به عنوان يك فرد براي دادن پيام به نقاط مختلفي رفتم. بعضي اوقات كلام من در آن فرد تأثيري نداشت ولي به محض آن كه همان فرد بعد از مدتها به جلسه آمد و به گروه ملحق شد، تحت تأثير جو بهبودي قرار گرفت و در انجمن ماندگار شد. چه كسي ميتواند منكر تأثير شگرف خواندن دعاي آرامش توسط گروه در اعضا شود؟
من به صورت فردي براي دادن پيام قراري ميگذارم و ضمن نوشيدن چاي در مورد برنامه هم صحبت ميكنم، حالا طرف به جلسه بيايد و يا نيايد به خودش مربوط است ولي گروه موظف است جهت رسيدن به هدف اصلي خود حركت كند و جو بهبودي را تضمين كند. كار گروه پاشيدن بذر بهبودي است تا با گردآوري معتادان و با نمايش همدلي و صداقت و مشاركت به هدف اصلي خود برسد.
پيام ما در قالب گروه مثل پيام همه گروههاي دنيا است:
«يك معتاد، هر معتادي ميتواند قطع مصرف كند، اشتياق خود را به مصرف موادمخدر از دست بدهد و زندگي جديدي را آغاز كند.» انتقال پيام بهبودي دليل موجودي ما است. بنابراين جلسهاي كه هدف اصلي را مدنظر خود قرار ندهد، مثمرثمر نخواهد بود.
كساني كه هنوز اين پيام را دريافت نكردهاند و يا اينكه پيام ما برايشان شفاف نيست، بسيار زيادند ولي اكثر اوقات فكر ميكنيم اين گروه و اين پيام براي امروز من است و من به هر شكلي كه ميخواهم برداشت ميكنم و اجرا ميكنم و مابقي مشكل ديگران است. اما حقيقت اين است كه تلاش و كوشش فردي ما هم بايد به شكلي باشد كه براي آيندگان نيز كاربرد داشته باشد و پيام اين برنامه در آينده هم به زيبايي و جذابيت حال حاضر باشد.
وقتي ما همگي تلاش ميكنيم و مسئولانه ميپذيريم كه تكتك ما مسئول رساندن اين پيام هستيم و هيچگاه دست از كوششهاي خود نكشيم و هميشه نياز انجمن را به خواستههاي خودمان و هدف اصلي انجمن را به اهداف خود ترجيح دهيم، مطمئناً اين يگانگي در هدف، ما را به سمت افقهاي جديدي رهنمون ميكند كه در سرنوشت خودمان، گروهمان، انجمنمان و در كل معتادان آينده تأثيرگذار خواهد بود. اينگونه است كه سنت پنجم در خدمت سنت اول قرار ميگيرد، يعني تلاش مشترك و متحد براي به انجام رساندن رسالت اصلي انجمن.
در اكثر تجربيات گذشتهمان اثبات شده است كه چند هدفي بودن باعث فروپاشي، جنگ، تضاد و كشمكش خواهد شد. چند هدفي بودن، ما را هم چند دسته ميكند. زماني كه ما همگي يك هدف را نشانه رويم، دچار سردرگمي نخواهيم شد.
ما فروتنانه به اين حقيقت اذعان ميداريم كه اهداف مختلف ما را به حواشي و سمتهاي مختلفي هدايت ميكند كه در اصل هيچكدام مدنظر اصلي انجمن نيست و راه رسيدن به آن اهداف يا رسيدن به آنها هركدام به كلي ما را از كاري كه ميخواهيم انجام دهيم، دور ميكند بهطور مثال اگر هدف ما مسائل مالي باشد، عدهاي پولدار ميشوند و عده زيادي خواهند مرد اگر هدف ما شهرت باشد، عدهاي شهير و معروف ميشوند و عدهاي هم از ما دور خواهند شد. اگر دنبال مسائل ملكي باشيم، عدهاي مالكين بزرگي ميشوند و دوباره گروهي به پاركها، خيابانها و زيرپلها برميگردند.
البته عوامل بسياري هم ميتواند برسر راه سنت پنجم، بهصورت مانع خودنمايي كند.
بحث راجع به امور مالي، جروبحث، تيراندازي در مشاركتها، قاپيدن رهجو، مخكارگيريها، آوردن مسايل بيروني افراد به داخل گروه، خودمحوري و احساس رياست و دانايي بيش از ديگران، تجملات و زرق و برق و گروه خود را تافته جدا بافته دانستن و.... هر كدام به تنهايي ميتواند موجب نوميدي و مرگ يك تازهوارد و يا حتي خودمان شود. كما اينكه در خيلي جاها اين اتفاق افتاده است. ما بايد فرصت چشيدن مزه بهبودي را به تازهواردان بدهيم.
ما بايد بدانيم اين پيام امانتي در دست ماست و بايد مثل آب زلال و شفاف هميشه شفافيت آن را تضمين كنيم. ما بهعنوان معتاد همگي دنبال تفاوتها هستيم پس تفاوت و گوناگوني در هدف بهانهاي براي ما ميشود جهت جدايي از انجمن و مرگ حتمي همه ما بهدنبال مطرح شدن نيستيم ولي گروههاي ما ميتوانند در يك چيز مطرح باشند؛ آنهم رساندن پيام است و نه چيز ديگري.
تكتك ما در راستاي هدف اصليمان مسئوليت يا بهتر بگوئيم دو وظيفه داريم.
1- همگي ما بايد جو بهبودي را طوري نگه داريم كه گروه بتواند با صداي بلند فرياد بزند و بگويد معتادان مصرف كننده؛ شما هم ميتوانيد مثل ما پاك شويد، ميل به مصرف را از دست بدهيد و راه تازهاي براي زندگي پيدا كنيد. پس ما همه موظفيم به بهبودي خود متعهد باشيم و به ديگران نيز در مسير بهبوديشان مسئولانه كمك كنيم.
2 - مسئوليت بزرگتر و مهمتر ما تعهد به اعضاي خود جلسه است، ما بايد بدانيم سنت پنجم فقط خطاب به معتاد در حال عذاب بهمعناي مصرفكننده صرف نيست، بلكه تكتك اعضاي داخل گروه نيز به نوعي از بيماريشان در عذابند، پس مشاركتهاي سالم، صادقانه و از روي عشق ما، كمك ميكند كه شايد دوست همدردي نيز از درد مشتركمان در امان باشد. «ما با در ميان گذاشتن آنچه داريم ميتوانيم آن را حفظ كنيم، اگر از چيزي كه داريم استفاده نكنيم، آن را از دست خواهيم داد.
تمامي ما ميدانيم تلاشها و خدمات انجمن در خدمت سنت پنجم است و كوششهاي ما بايد رو به اين سمت باشد.
براي تحقق بخشيدن به اين گفته، گروهها ساختاري را بهوجود آوردهاند كه در خدمت اين سنت باشد و كارهاي خدماتي انجام شود تا گروه؛ تمركز بيشتري بر روي هدف اصلياش داشته باشند. درهمين ساختار خدماتي كه شامل كميتههاي شهري، ناحيههاي خدماتي، شوراي منطقه، فرامنطقهاي، خدمات جهاني و.... ميباشد، كميتههاي فرعي هستند كه بيشتر درگير اين موضوعند مثل كميته زندانها و بيمارستانها H&I. خدمات اين كميته در راستاي رساندن پيام به معتاداني است كه دسترسي كامل به جلسات NA را ندارند، مراكزي مثل: زندانها، بيمارستان، كلينيكها و مراكز سمزدايي. اين كميته اعضاي پيامرسان خود و البته آموزش ديده را به اين مراكز ميفرستد تا اعضاي داخل اين مراكز از ماهيت انجمن مطلع شوند و بدانند راهي براي نجات وجود دارد. كميتههاي اطلاعرساني و فصلنامه پيام بهبودي نيز سهم عمدهاي در اين قسمت دارند.
مشاركتهاي ما هم در گروه قسمتي از اين خدمات و تلاشهاست. ما بهتر است راجع به مسائلي در گروه مشاركت كنيم كه باعث تضمين جو بهبودي و بقاي انجمن باشد و حس همدلي و يكي بودن را در گروه به نمايش بگذارد. بهطور مثال مشاركتها بهتر است در مورد اين مسائل باشد:
1- تأثير قدمها در بهبودي و زندگي شخصي 2- تأثير داشتن يك راهنماي انجمني در زندگي بهبودي و روبهرو شدن با مسائل اجتماعي 3- چگونگي تبديل شدن به اعضاي قابل قبول، مسئول و سازنده اجتماع 4- چگونگي رهايي از رفتارهاي معتادگونه و اجباري خود براساس بيماري.
مشاركتهاي ما ميتواند مؤثرترين راه براي انتقال پيام و در عين حال خطرناكترين عمل براي فروپاشي گروه و سپس مرگ ما باشد.
بهتر است تمام تمركزمان را برروي مسائلي بگذاريم كه سنت پنجم ما را به آن دعوت كرده است تا از آن طريق هم گروه باقي بماند وهم تكتك ما.
* وفاداري تمام ما به اصول روحاني نهفته در قدمها و سنتها.
* بدون خيانت در امانت پيام شفاف و ساده سنت پنجم را به ديگران انتقال بدهيم.
* متعهدانه تمام انرژي خود را وقف پشتيباني از معتاداني كنيم كه خواهان پاكي و بهبودي هستند.
* جلسات را به آرامي برگزار كنيم و گروه را به مسائل حاشيهاي نكشانيم.
* تمام ما مسئوليت برابر جهت رساندن پيام داريم و هيچكس غير از خود ما مسئول رساندن اين پيام نيست.
* در تمام مسئوليتها، خدمات و كوششهاي گروهي، همكاري، تعاون، همدلي و فعاليت كنار هم را فراموش نكنيم.
* هرگاه به بيراهه رفتيم و ديديم كه همه چيز در گروهها هست الا آنكه بايد باشد، رجوع كنيم به راهنمايي ساده سنت پنجم.
* گروههاي ما بدون داشتن پيام، هيچانگيزه و دليل منطقي براي باقي ماندن ندارند. پس همگي مراقب پيام باشيم و از خود بپرسيم:
1- تا چه حد در رساندن پيام موفق بودهايم؟
2- آيا جلسات ما به سادگي در دسترس همه قرار دارد؟
3- آيا احساس امنيت در جلسات ما حكمفرماست؟
توجه به اين مسئله هم بد نيست كه بدانيم تفاوت امروز ما كه پاك هستيم، از زندگي لذت ميبريم و در مسير بهبودي هستيم با دوست همدردي كه در حال حاضر از مصرف رنج ميكشد و دست به هر كاري براي خلاصي از اين مهلكه ميزند، فقط در يك چيز است: «ما چيزهايي ميدانيم كه او از اين نعمت بهرهمند نيست.» پس به درستي پيام ما اميد است و وعده ما آزادي. ما پيامي غير از اين نداريم و با وعدههاي سرخرمن و اشتباه، نه گروه را دچار مشكل ميكنيم و نه خللي در بهبودي خود به وجود ميآوريم. فراموش نكنيم كه تمام ما مسئوليم كه انجمنمان هميشه خوشنام بماند و پيام ما روز به روز توسعه و گسترش پيدا كند تا بتواند معتادان را جذب كند و همگي يكصدا فرياد بزنيم كه هيچ معتادي در دنيا نبايد از درد ناآگاهي در كام مرگ فرو برد بدون اينكه پيام ما را شنيده باشد.
در پايان بد نيست اشارهاي هم به اصول روحاني نهفته در اين سنت داشته باشيم. اصولي نظير درستي، مسئوليت، اتحاد و گمنامي به تحقق اين سنت كمك ميكند. ما در گروه براي انتقال پيام، درستي را پيشه خود ميكنيم و براي آزادي از اعتياد فعال به كمك دوازده قدم و دريافت حمايت از ساير معتادان در حال بهبودي تلاش ميكنيم. هر گروه به طور مسئولانه تا سرحد امكانش بايد در راه انتقال پيام، وسيله مؤثري در اين راه باشد. هر عضوي نيز همين مسئوليت را دارد و بايد به گروه براي انتقال پيام كمك كند. البته خيلي روشن است كه كار جمعي در گروه بايد مثل كار يك اركستر بزرگ، با اتحاد و هماهنگي باشد و هر فردي ساز خود را نزند. وقتي تمركز خود را روي هدف اصليمان ميگذاريم، تفاوتهاي ظاهري فرد را با ديگران فراموش ميكنيم و در گروه گم ميشويم.
نقل از فصل نامه پيام بهبودي شماره 20





